درس هشتم(شگفتی های آفرینش)
صنع: آفرینش، مخلوق، آفریده |
تعالی: بلند مرتیه، والا، برتر |
بر وی است: بر روی آن است |
|
|
جواهر: جمع مکسّر جوهر(عربی شدهی گوهر: هریک از سنگهای گرانبها مانند الماس، یاقوت، زمرد و ... که به عنوان زینت و زیور به کار میرود.) |
|||
|
نهر: رود |
انواع: گونهها. جمع مکسّرِ نوع |
معادن: جمعِ مکسّرِ معدن |
|
|
برّ: خشکی |
بحر: دریا |
حیوانات: جمع مؤنث سالم(ات) |
|
|
میغ: ابر |
قوسِ قُزح: رنگین کمان |
قوس: کمان |
|
|
قُزح: رنگین |
علامات: نشانهها. جمع مؤنث سالم علامت |
عجایب: جمع مکسّر عجیب |
|
|
حق: خدا، یزدان |
آیات: جمع مؤنث سالمِ «آیه» |
اندر: کاربرد کهن حرف اضافهی «در» |
|
|
تفکّر: اندیشه |
بساط: سفره، گستردنی |
ساخته: مهیّا، آماده |
|
|
جوانب: اطراف، حواشی |
فراخ: گسترده، وسیع |
گسترانیده: پهن کرده |
|
|
«سنگ سخت»و«آبِ لطیف» آرایهی تضاد |
به تدریج: آهستهآهسته، کم کم |
دیبا: پارچة ابریشمی رنگین |
|
|
مرغان هوا و حشرات زمین(آرایهی تضاد) |
آنچه به کار باید: هر چه نیاز دارد |
بیاموخته: یاد داده است |
|
|
آشیان چون کند: چگونه لانه سازی کند |
اگر در خانهای شوی: اگر وارد خانهای شوی |
صفت آن گویی: آن را توصیف کنی |
|
|
به نقش و گچ کنده کرده باشند: گچ بری و نقّاشی کرده باشند |
روزگاری دراز: زمان زیاد |
||
|
قندیل: چراغدان |
مثل: حکایت، داستان |
متحیّر: متعجّب، شگفت زده |
|
|
مَلِک: پادشاه، سلطان |
سریر: تخت، تختِ پادشاهی، اریکه |
جمال: زیبایی |
|
|
صورت قصر: ظاهرِ کاخ |
مُلک: سرزمین |
درجه: مرتبه، مقام |
|
|
در بستان معرفت حق تماشا کن: در گلستانِ شناسایی خدا گشت و گذار کن. |
مدهوش: سرگشته، حیران، از خود بیخود |
||
|
|
|
|
|
|
به هم نشینی و ارتباط واژهها و مجموعههای مراعاتِ نظیر با هم دیگر، که چندین حلقه را به هم پیوند دهند،«زنجیرهی معنایی» یا «شبکهی معنایی» میگویند. دامنهی شبکهی معنایی گستردهتر از مراعات نظیر است. هر شبکهی معنایی از چندین مجموعهی مراعات نظیر تشکیل میشود. مثال: آسمان و آفتاب و ماه و ستارگان و زمین || کوه و بیابان و نهرها || جواهر و معادن || برّ و بحر|| میغ و باران و برف و تگرگ مراعات نظیر مراعات نظیر مراعات نظیر مراعات نظیر شبکهی معنایی | |||