سرزمین من

تو را ای کهن بوم و بر، دوست دارم

                 تو را ای گران­مایه، دیرینه ایرانِ من

                                          ... تو را ای گرامی وطن، دوست دارم                مهدی اخوان ثالث

تلخ­کامی­ها:    ناملایمات

هماره:  همیشه، مدام، پیوسته

نشیب:  پستی، فرود

فراز:  اوج، بلندی

فراز و فرود: آرایه­ی تضاد

زلال:  شفّاف

بالیده­اند:  رشد و نمو کرده­اند.

دیرینه:  کهن، باستانی.

مرهون:  در گرو، وابسته، مدیون.

هراس:  بیم، ترس، باک.

یأس:  نا امیدی.

مدد:  یاری، کمک.

عزّت: سربلند شدن، گرامی شدن، سربلندی، سرافرازی .

توان فرسا: طاقت سوز، غیر قابل تحمّل

طبع : ذات ، سرشت، استعداد شعر  داشتن .

مصون:  ایمن، محفوظ.

تکبیر:  الله اکبر گفتن.

عذوبت :  گوارا بودن، گوارایی .

آریوبَرزَن (به یونانی: نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند. نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه‌است. از جنگجویان اوکسین بود، اوکسینی‌ها جزئی از مردم لر بوده، که بازماندگانشان امروزه با نام لر بزرگ شناخته می‌شوند و سکونتگاهشان استان‌های خوزستان لرستان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد است.

پاکباز:  وارسته، زاهد، عاشقِ صادق و پاک نظر. پاکبازی: وارستگی، از خود گذشتگی .

چو ایران نباشد، تنِ من مباد                    بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد

مباد: نباشد(فعل دعایی).                بر: سرزمین.                         بوم و بر: ناحیه، سرزمین

بوم: 1 - سرزمین، ناحیه. 2 - زمین شیار نکرده. 3 - جا، مقام. 4 - سرشت، طبیعت. 5 - پارچه قاب گرفته­ای که روی آن نقاشی کنند. 6 - زمینة پارچة زردوزی شده .

دریغ است ایران که ویران شود                کنامِ پلنگان و شیران شود

دریغ:  افسوس، تأسّف . 2 - کلمه ای که در حسرت و افسوس استعمال شود.

کنام : 1 - جایگاه و آشیانة حیوانات . 2 - چراگاه .

نظامی عروضی سمرقندی نویسنده­ی ایرانی سده ششم هجری و نویسنده­ی کتاب «چهار مقاله» است.

چهار مقاله نام کتابی‌است از نظامی عروضی سمرقندی. نام اصلی کتاب مجمع‌النوادر است. از آنجا که در این کتاب از چهار فن، دانش دبیری، شاعری، طب، و نجوم، در چهار گفتار جداگانه سخن رفته‌است، از قدیم به نام چهار مقاله معروف شده است. کتاب در بین سالهای ۵۵۱ و ۵۵۲ به یکی از شاهزادگان آل شنسب تقدیم شده‌است. مصنف کتاب ابوالحسن نظام الدین یا نجم الدین احمدبن عمربن علی سمرقندی معروف به نظامی عروضی از شعرا و نویسندگان قرن ششم هجری بوده که از شعر وی جز چند قطعه هجا به جا نمانده است. لیکن چنانچه از محتوای کتاب بر می آید، این نویسنده نثر خوبی داشته و کتاب چهارمقاله ی او از نمونه های برجسته ی نثر و انشای فارسی است. وی گذشته از شاعری و دبیری در فنون طب و نجوم هم مهارت داشته و حکایت هایی که در چهار مقاله ذکر می کند گواه این نکته است.

می­ستاید: ستایش می­کند.

الحق:  انصافاً

مَعین : پاک ، صاف ، جاری .

سخن را به آسمان علّین برد: ارزش سخن را به اعلاترین درجه­ رسانید.

ماءمعین: آبِ پاک، صاف و جاری.

گزند:  آسیب، صدمه

اسفار اربعهó ملا صدرا

گلستان<=> سعدی شیرازی

قانون و شفاó ابوعلی سینا

التّفهیمó ابوریحان بیرونی

فخر آوران: افتخار آفرینان

ثریّا :چلچراغ، پروین، یکی از صورت های فلکی .

نهیب: ترس ، بیم، هیبت، عظمت.

غنا: بی­نیازی، ثروتمندی.

غفلت:  بی­خبری، نا آگاهی.

تهذیب : پاکیزه کردن، پاک­داشتن