درس دوازدهم(دورانديشي)
قالب(مثنوي)
كودكي ازجمله ي آزادگان رفت برون بادوسه همزادگان
(برون)مخفف بيرون-جناس اختلافي بين آزادگان وهمزادگان
پاي چو درراه نهاد آن پسر پويه همي كردودرآمدبه سر
پاي چودرراه نهاد(تاراه افتاد)-جناس افزايشي بين پسروسر
پايش ازآن پويه درآمدزدست مهردل ومهره ي پشتش شكست
آرايه ي مراعات نظير-مهرومهره جناس افزايشي
شدنفس آندوسه هم سال او تنگ تراز حادثه ي حال او
نفس كنايه از(ترسيدن)-سال وحال جناس اختلافي-تنگ تر(مسند)
آن كه ورادوست ترين بودگفت دربن چاميش ببايدنهفت
جناس اختلافي بن وآن
تانشودرازچوروزآشكار تانشويم ازپدرش شرمسار
واج آرايي حرف ش ور-جناس اختلافي رازوروز
عاقبت انديش ترين كودكي دشمن اوبودازايشان يكي
گفت همانا كه درين همرهان صورت اين حال نماند نهان
همانا(قطعا)-جناس اختلافي زين واين
چون كه مرازين همه دشمن نهند تهمت اين واقعه برمن نهند
آرايه ي (مراعات نظير)
زي پدرش رفت وخبرداركرد تاپدرش چاره ي آن كاركرد
هركه دراوجوهر دانايي است برهمه چيزش توانايي است
ش(نهاد)
دشمن داناكه غم جان بود بهترازآن دوست كه نادان بود
آرايه ي تضاد(دشمن-دوست)
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
دانش هاي زباني وادبي
نكته ي اول(به جمله هاي زيرتوجه كنيد)
-دوست من آمد.
-خورشيدازافق برآمد.
-معلم كتابي داشت.اوكتاب رابرداشت.
پيش ازاين آموختيم كه يكي ازراه هاي واژه سازي به كارگيري وندهاست.درفارسي باوندهايي مانندور-مند-گر-دان و...آشناشديم.دركلمات (برآمد-درآمد)(برداشت-داشت)باافزودن پيشوندكلمات جديدي ساخته مي شود.
نكته ي دوم
درادبيات ايران وجهان داستان گويي وداستان نويسي رواج فراواني داشته است اين داستان هاوحكايت هاگاه به صورت شعر(منظوم)وگاه به صورت نثر(منثور)بوده است.آثاربزرگي (شاهنامه فردوسي-ليلي ومجنون-خسروشيرين-مثنوي مولوي-منطق الطيرعطار)دربردارنده ي داستان هاي منظوم زيباودرس آموزي است.آثاربزرگي مانندكليله ودمنه –مرزبان نامه-سمك عيار(قرن6نوشته ي فرامزبن خداداالرجاني)ازنمونه ها ي منثوربه شمارمي آيد.معمولادرداستان هاي گذشته رسم برآن بوده است كه شاعريانويسنده به نتيجه گيري مي پرداخته ودرآغازميانه ياپايان داستان منظورخودراازآن داستان بيان مي كرده است.گاه نيز نكته اي رامطرح مي نموده براي فهم بهترداستاني رادرپي آن مي آورده است.درشعردورانديشي ازاين شيوه استفاده كرده است دراغلب داستان هاي امروزي هدف ومنظورداستان بيان نمي شود وبه عهده ي مخاطب ياخواننده ي داستان گذاشته مي شودبرخلاف گذشته كه عمده ي داستان ها به شعر بوده است درروزگار مابيشترداستان هابه نثراست.