<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وبلاگـ ادبیـآت فارســے سومـ ♥ج♥</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com</link>
<description>پایه دوم وسوم راهنمایی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 09 May 2012 08:21:03 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>درس اول(زیبازیستن)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/31</link>
<description>اسلام و انقلاب اسلامی به گفتار پیغمبرت راه جوی دل از تیرگی­ها بدین آب شوی (فردوسی) گفتار: سخن، حدیث، فرموده، فرمایش. جُستن :1 - طلب کردن . 2 - جستجو کردن . 3 - یافتن . معنی: راه را از فرمایشات پیامبرت جست­وجو کن و با سخنان زلال او تیرگی­ها و آلودگی­هایِ درونت را شُست­وشو بده. زیبا زیستن زیستن: زندگی کردن. رحمت: 1 - مهربانی ، دلسوزی . 2 - بخشایش ، عفو. سعادت: 1 - خوشبختی . 2 - خجستگی . حکمت: 1 - علم ، دانش .</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:21:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>درس سوم(دروازه ای به سمت آسمان)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/30</link>
<description>پای نهادن: قدم گذاشتن کرب: سرزمین بلا: آزمایش، امتحان کربلا: سرزمین آزمایش و امتحان قافله: کاروان مُلحق شود: بپیوندد پندار: حدس و گمان محفوظ داشتن: حفظ کردن، نگهداری عظیم: بزرگ می­انگارند: نصوّر می­کنند، گمان می­­کنند (صلح و جنگ) و (پیر و جوان): آرایه­ی تضاد دارند. ناگاه: ناگهان، به ناگاه. جاودانگی: ماندگاری. بی­وقفه: بی­درنگ، بدون توقّف. باز ایستادن: متوقّف شدن. حیات معمول: زندگی طبیعی، زندگی عادی.</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:20:32 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>درس چهارم(جوانان وفرهنگ)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/29</link>
<description>به دانش فزای و به یزدان گرای که او باد جانِ تو را ره نمای! فردوسی معنی بیت: بر دانایی خود اضافه کن و به خداوند تکیه کن، تا او راهنمای روح و روانِ تو باشد. فزای: افزون کن، اضافه کن، (بُن مضارع از مصدرِ افزودن) باد: باشد(فعل دعایی). گرای: متمایل باش. (بنِ ماضی گراییدن: متمایل شدن، تکیه کردن، مایل شدن). یزدان: ایزد، خداوند را: در این بیت حرف اضافه است و نشانه­ی متمم. «جان» متمّم مصراع است. دانش: دانایی، آگاهی او باد جانِ تو را رهنمای: ...</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:19:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>درس ششم(موش وگربه)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/28</link>
<description>فابل( fable ) یا «داستان حيوانات» را تعریف کنید. در ادبيّات همه­ي ملل، داستان­هايي وجود دارد كه قهرمان آنان حيوانات هستند. در این داستان­ها، در حقيقت حيوانات نماينده­ و جانشین انسان­ها هستند. «كليله ­و ­دمنه» ی نصرالله منشی و «مرزبان­نامه» ی کیکاووس­ بن قابوس و «موش­وگربه» ­ي عُبيد زاكاني از جمله داستان­های به زبان حیوانات است. معني واژگان و کلمه­های تازه: آورده­اند : روايت كرده­اند ، نقل کرده­اند دام نهادن : دام گذاشتن طلب : جست و جو طمعه : غذا جانب :</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:18:23 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>روانخوانی(ثمرعلم)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/27</link>
<description>ثمرِ علم ثمر: میوه ، بار، حاصل، نتیجه تعلّم: آموختن، دانش آموختن. اشتغال ورزیدن: پرداختن، مشغول شدن به­غایت: به شدت، بسیار دست تنگ: تهیدست، فقیر، ندار بامداد: صبح. از برای: برای(حرف اضافه­ی مرکّب) پیشه: شغل، حرفه، کار پیشه­ای طلب کن: کاری پیدا کن. نفع آن به تو عاید گردد: سودی به تو باز گردد، نفعی به تو رسد. کاری بیندیش: به فکر کاری باش سبو: کوزه، ظرف سفالی گرده: هر چیز گرد و مدوّر مانند نان. ملامت: سرزنش، نکوهش هنوز صبح ندمیده: پیش از طلوع خورشید وجهِ</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:17:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>درس هفتم(تماشای بهار)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/26</link>
<description>تماشای بهار این شعر در قالب قصیده سروده شده و مؤلفّان کتاب منتخبی از ابیات آن را در کتابِ درسی حاضر آورده اند بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشایِ بهار بامداد: سپیده­دم، اوّل صبح لیل و نهار: شب و روز(آرایه­ی تضاد دارد). دامنِ صحرا: اضافه­ی استعاری سپیده دمِ روز اوّل فروردین که روز و شب با هم برابر است؛ دامنه­ی صحرا، و تماشای زیبایی­های بهار بسیار خوشایند است. آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد، که ندارد به خداوند اقرار آفرینش:</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:17:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>درس هشتم(شگفتی های آفرینش)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/25</link>
<description>صنع: آفرینش، مخلوق، آفریده تعالی: بلند مرتیه، والا، برتر بر وی است: بر روی آن است جواهر: جمع مکسّر جوهر(عربی شده­ی گوهر: هریک از سنگ­های گران­بها مانند الماس، یاقوت، زمرد و ... که به عنوان زینت و زیور به کار می­رود.) نهر: رود انواع: گونه­ها. جمع مکسّرِ نوع معادن: جمعِ مکسّرِ معدن برّ: خشکی بحر: دریا حیوانات: جمع مؤنث سالم(ات) میغ: ابر قوسِ قُزح: رنگین کمان قوس: کمان قُزح: رنگین علامات: نشانه­ها. جمع مؤنث سالم علامت عجایب: جمع مکسّر عجیب حق: خدا، یزدان</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:16:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title>درس چهاردهم(پرتوامید)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/24</link>
<description>ردیف: غم مخور کلمات قافیه: کنعان – گلستان – سامان – خوش­خوان – دوران – پنهان – طوفان – مغیلان – پایان – حال گردان – قرآن. یوسف گم­گشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور یوسف: یکی از پیامبران قوم بنی­اسرائیل، که در زیبایی آوازه داشت و برادرانش از حسادت محبّت بیشتر پدر به او، وی را در چاه افکندند و او به خواست خدا از چاه تا ماه (عزیزی مصر) رسید. چنین نقل شده که پدر یوسف، در ماتم پسر از کلبه­اش بیرون نیامد و بسیار گریست و از این جهت</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:13:15 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
<item>
<title>شعر(ازماست که برماست)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/23</link>
<description>روزی ز سرِ سنگ عقابی به هوا خاست واندر طلب طعمه، پر و بال بیاراست واندر: مخفّف«و در». طعمه: خوراک، شکار بیاراست: آراسته کرد، نمایش داد(در این جا). یک روزعقابی از روی تخته سنگی به آسمان بلند شد و برای جست و جوی غذا بال و پر خود را آراسته و مرتّب کرد بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت: «امروز همه روی جهان زیر پر ماست، بر کشیدگی و گستردگی بال خود نگاه کرد و با خود این چنین گفت:« امروز تمام دنیا زیر بال و پر ما قرار دارد ( ما برتر از تمام موجودات هستیم.) «روی/</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:12:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/23</guid>
</item>
<item>
<title>درس پانزدهم(رازموفقیت)</title>
<link>https://adabiat77.blogfa.com/post/22</link>
<description>راز موفّقیّت توس:یکی از شهرهای خراسان و زاد بودِ فردوسی. درخت وجود(نصیرالدّین):اضافه­ی تشبیهی. وجود به درخت تشبیه شده که بارآور شده است. شمع وجودش به خاموشی می­گراید: جان می­سپارد، می­میرد. آرایه­ی تشبیه. ابوریحان بیرونی:دانشمند بلند آوازه­ی ایران در قرن پنجم هجری. شیوه:روش، سبک. مناظره:بحث و گفتگو، مباحثه. طنین:انعکاس، پژواک. می­مانست:شبیه بود، مانند بود. محضر:محلّ حضور، خدمت. فروزان:درخشان، تابان.</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 08:11:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>adabiat77</dc:creator>
<guid>adabiat77.blogfa.com/post/22</guid>
</item>
</channel>
</rss>
